تبلیغات
...و خدایی که در این نزدیکی ست
 
 
 

افسونگر

نویسنده : سیما | تاریخ : 18:41 - چهارشنبه 14 فروردین 1392


گردونه ی بهار ،

که با صد هزار گل،

در صد هزار رنگ

با نور مهر، زینت و زیور گرفته بود

از دره های ساکت پر برف می گذشت

در دره های سرد و برهنه

در باغ های سرد و خزان دیده  می گشت.

زیبا، ظریف، دختر افسونگر بهار

یک شاخه گل به دست ،

هر برگ آن هزار ستاره

بر هر چه می نواخت

تنها به یک اشاره

باغی پر از ستاره و گل می ساخت !

افسونگری ست آیا؟

یا معجزه ست این که ازین شاخه های خشک

سرما چشیده ، یخ زده

پژمرده و کبود

این شاخه های پر گل

این برگ های رنگین

این باغ های غرق شکوفه

این روح، این نشاط

این ازدحام جاری گنجشک های مست

این بوی عشق

بوی امید و نوید و مهر

این چهره های روشن

این خنده های شاد

افسونگری ست آیا؟

یا معجزه ست ؟


بر این ظریف زیبا

از ما درود باد !




برچسب ها : شعر , افسونگر , فریدون مشیری , و خدایی که در این نزدیکی ست , بهار , razegolesorkh ,
دسته بندی : شعر ,
 

آخرین مطالب

» گاهی سخت میشود... ( دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 )
» انصاف نیست.... ( یکشنبه 7 دی 1393 )
» یلدا مبارک... ( یکشنبه 30 آذر 1393 )
» به نقطه ی ما شدن که رسیدی... ( پنجشنبه 24 مهر 1393 )
» پاییز می آید... ( چهارشنبه 2 مهر 1393 )
» قاصدک ها به تو خواهند گفت... ( یکشنبه 8 تیر 1393 )
» تنها، منتظرم... ( دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 )
» دوستت دارم ای مهربانِ پر صلابت، پدر... ( سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 )
» مادرم...به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم ( شنبه 30 فروردین 1393 )
» كاروان گل ( شنبه 9 فروردین 1393 )
» منتظر خواهم ماند ... ( پنجشنبه 22 اسفند 1392 )
» یک روز... ( چهارشنبه 23 بهمن 1392 )
» روزگار خود را چگونه میگذرانید؟ ( یکشنبه 22 دی 1392 )
» کاش گاهی مرد بودم...! ( جمعه 22 آذر 1392 )
» هوای پاییز...! ( دوشنبه 4 آذر 1392 )
» اگر پاییز بودم... ( شنبه 18 آبان 1392 )
» هرگز نخواب کوروش ( سه شنبه 7 آبان 1392 )
» همانند ماهی ( پنجشنبه 25 مهر 1392 )
» نوری در تاریکی ( چهارشنبه 10 مهر 1392 )
» پاییز ( شنبه 6 مهر 1392 )